تبلیغات
سیده نفیسه خاتون نواده امام حسن (ع) و عروس امام صادق (ع)

حجاب











برچسب ها: حجاب،
[ سه شنبه 24 شهریور 1394 ] [ 10:41 ب.ظ ] [ مدینه ]

چادر من برای حفظ زندگی توست!



داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟
بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم ک در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.
پرسیدم: با منی؟
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.
خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.
گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.
گفتم من چادر را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست.
با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای...
گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی ِ توست.
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.
پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.
گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم اند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.
همسر تو، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!
گفت: خوب... ما به هم تعهد دادیم.
گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.
من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. من روی تمام ِ این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم.
سکوت کرده بود.
گفتم؛ راستی... هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.
حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟
بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم ... راست می گویی...





[ سه شنبه 23 آبان 1396 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ مدینه ]

اینم یک پست مال متاهل ها



همانقدر که زن را باید فهمید،مرد راهم باید درک کرد
همانقدر که زن بودن میخواهد
مرد هم اطمینان میخواهد

همانقدر که باید قربان صدقه روی ماه زن رفت،باید فدای خستگی های مرد هم شد
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد
کلافگی مرد را باید فهمید

این -من-را زمین بگذار!
مــــــا که شدی دیگر مرد بودن یا زن بودن نیست که نمایان است

این - ما - معنا دارد
این که تا کجا زنانگی هایت را پای مردت بریزی
اینکه تا چه حد مردانه بانوی خانه ات را بپرستی

همانقدر که پشت فریادها و بغض های یک زن دلتنگی نمایان اس
پشت سکوت و بی تفاوتی مرد هم بی تابی نمایان

تمام کاسه کوزه هارا به پای اخم مردت نشکن دخترک
مردها گاهی اخمشان هزار معنا دارد غیر از انچه که در خیال تو میگذرد
مرد قصه ، مردانه پای بهانه هایش به ایست
ما زن ها وقتی تمام خود را در یک چهار دیواری
باتو تقسیم میکنیم
دنیا راهم که بیاورند بگذارند جلوی چشممان
تنها تورا میبینیم
تنها تورا میخواهیم
همانقدر که زن باید باشد
مردهم باید باشد
اینجا من نیست، تو نیست
همه اش میشود ما


آفرین گوش کنید وزندگی شیرینی داشته باشید



[ شنبه 20 آبان 1396 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ مدینه ]

دل نوشته های یه چادری


حجاب فقط چادرنیست اماچادریک حجاب است واگرمن انتخابش کردم برای

خودم بوده پس طعنه های تو چراباید آزارم دهدچرا وقتی یه چادری رو

میبینی تیکه میندازی چادرمن فقط حریم منوحفظ نمی کنه حجاب من

حریم زندگی توروبه آتش نمی کشه پس به حرمت سختی هام بگذر

از نیش هایی که قصدداری  توخیابون یاکوچه یامحل کاریا....به من

بزنی     


من اگه از جلب توجهی که گاهی لذت واهی داره گذشتم توهم ازاذیت 

کردن من بگذر


اینوخطاب به پسرایاحتی دخترایی که توجامعه باافکاروگفتارشون

باعث ازار یه دختر چادری میشن گفتم


امیدوارم روزی برسه که احترام به عقایددیگرانو یادبگیریم




[ جمعه 12 آبان 1396 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ مدینه ]

من حجاب را دوست دارم



خدایا خودت میدونی من از دخترای باحجابم خیلی خوشم میاد،
ولی آخه ....
آخه دوستام مسخره ام میکنن میگن:
دختر چرا اینقدر ساده میای میری؟
حالا مگه چه اشکالی داره یه خورده آرایش کنی،
لباسای خوشگل تر بپوشی،
با پسرای همکلاسی راحت تر برخورد کنی ...
بابا! این چیزادیگه عادی شده.
کی دیگه به یه خوده رنگ و روغن تو نیگا می کنه؟
کدوم پسره که با یه شوخی تو به گناه بیفته؟
اگه هم همچین آدمی هست مرده شورشو ببرن که اینقدر بی ظرفیته
خدایا من دوست ندارم مسخره بشم،
دوست ندارم منو دمده فرض کنن،
نمیخوام فکر کنن چون مثل اونا لباسای رنگارنگ نمیپوشم بی سلیقه ام ...
دوست ندارم تو مهمونیا چون مثل اونا رفتار نمیکنم بی کلاس خطاب بشم ...
آخه پیامبرت...
یدفعه یادش افتاد پیامبر رو تو اون دوران چقدر مسخره می کردن ...
راه به راه پشت سرش حرفای جورواجور می زدن...
ولی پیامبر در برابر اونا صبر می کرد و دعا به حالشون؛
چون میدونست اونا جاهلن...
اصلا چرا راه دور میریم تو همین زمونه خودمون
چند بار شده به طرق مختلف پیامبرو مسخره کردن
بغض گلوشو گرفت...
مگه من از پیامبر بهترم؟
مگه من از فاطمه (س) و علی (ع) بالاترم که اینقدر بد و بیراه شنیدن ...
اینقدر جاهلیت مردم دوران خودشونو تحمل کردن؟
من که با اعتقاد و اراده خودم این حجاب رو انتخاب کردم
پس فاطمه وار هم ازش دفاع می کنم ...
خداجونم دوست دارم..."
من حجاب را دوست دارم..



برچسب ها: حجاب،
[ جمعه 5 آبان 1396 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ مدینه ]

خداوند مرد را قوی آفرید




برادرم ، من چادر سر میکنم ،

سخت است ولی تنها آزادی حرکت و دستانم را می گیرد ،

سخت است ولی نه زیاد،

چادر سر کردن مسئولیت می آورد و انتظار ،

ولی تمام اینها سخت تر از کار تو نیست .

سخت تر از کار تو نیست که باید در تمام طول سال سر به زیر راه بروی

و از میان شیاطین متحرک کوچه ها و خیابان ها، از میان بانوانی که نتوانسته اند خودنماییشان را کنترل کنند ، سالم رد شوی.

از کار تو سخت تر نیست که

همیشه باید مراقب خودت باشی وقتی می خواهی بیرون بروی یا

فیلمی ببینی یا

به اینترنت وصل شوی ،

زیرا شیاطین برایت کمین کرده اند.

از تو کار سخت تر نیست که در این هجوم بی مهابای وسوسه های

دلفریب و پلیدی های نا جوانمردانه باید پاک باقی بمانی....

و خداوند مرد را قوی آفرید زیرا وظیفه ات بسی سنگین تر است

و اگر در این آزمون ها پیروز شدی ،مرد خدایی می شوی!!!



[ جمعه 28 مهر 1396 ] [ 08:00 ق.ظ ] [ مدینه ]

لباس های زبان دار


آیا تا به حال چیزی راجع به لباس های زبان دار شنیدی؟

لباس هایی که با ما حرف می زنند
و طرز تفکر، نیت ها و اعتقادات کسی که اونها رو پوشیده،
برای ما روشن می کنند.
مثلا
وقتی میری عروسی، کی عروس رو به تو معرفی میکنه؟
خوب معلومه؛
لباس عروس از دور داد میزنه کی عروسه.
یا فرض کن
سرزده رفتی خونه دوستت و دوستت لباس مرتبی پوشیده،
اولین چیزی که به دوستت میگی اینه که :میخواستی بری جایی؟

پس
لباس دوستت با تو حرف زده.
مردی رو میبینی که محاسن بلندی داره و سرتاپا سیاه پوشیده، اولین چیزی که به ذهنت میرسه اینه که
اون مرد عزیزی از دست داده؛
وضع ظاهرش اینها رو میگه.
پس قبل از اینکه با کسی حرف بزنیم،
وضع ظاهر ما حرف میزنه.
بعضی
رنگ ها و مدل ها
میگن لطفا به من نگاه نکن
ولی بعضی خانمها و آقایون با مدل مو و آرایش سر و صورت و رنک لباسشون
توجه هر رهگذری رو جلب میکنن و با زبان بی زبانی میگن:
خواهش میکنم به من نگاه کنید.
حالا شاید نیت کسی که اون رو پوشیده، جلب توجه نباشه
ولی وضع ظاهرش داره با ما صحبت میکنه نه زبونش و اون نمیتونه به همه توضیح بده که
قصد من جلب توجه نیست، قصد من مثلا مد روز بود ؛ نه......

پس
باید خیلی مواظب نوع پوشش و وضع ظاهرمون باشیم.
شاید به خاطر همین است که خدا در قرآن(آیه33سوره احزاب)به زنان میفرماید:خودنمایی نکن
یعنی در اجتماع طوری ظاهر نشو که
همه نگاه ها متوجه تو بشه
و در آیه 32 همین سوره می فرماید:
موقع حرف زدن هم مواظب باش با ناز و کرشمه حرف نزنی
چون بیماردلان راجع به تو فکر بد میکنن.

راستی چقدر خدا به فکر شخصیت خانمهاست که میخواد کسی راجع به اونا
حتی فکر بد هم نکنه!

حالا فکر کن
آرایش صورتت
و موهات و رنگ لباسهات
به بینندگان چی میگه؟

از طرف دیگه همه انسان ها از نظر زیبایی ظاهری یکجور خلق نشدن،
فرض کن بانویی مثل خیلی از زنها و دخترای امروزی با پوشیدن یک مانتوی
تنگ و به نمایش گذاشتن اندام
زیبایش
و با آرایش صورتش و موهای خوش رنگش و حتی رنگ لباسش که توجه هر رهگذری رو جلب میکنه،
توجامعه ظاهر بشه، فکر میکنی مردی که همسری داره
که بهره کمی از زیبایی داره یا اندامی خیلی زیبایی نداره
یا حتی مرد جوانی که همسر نداره
با دیدن اون زن چه حالی میشه،
شاید کمترینش این باشه که تو دلش آرزو کنه
کاش همسری مثل اون زن داشته باشه
و این کمترینشه و این آرزوها
مقدمه بسیاری از مفاسد دیگر‌ه.

اگه سری به دادگاههای خانواده زده باشی متوجه میشی که علت بیشتر طلاقها از بین رفتن محبت بین زن و شوهر به خاطر همین بانوان به اصطلاح امروزیه و در حقیقت این افراد به همجنسان خود خیانت میکنن
و باعث میشوند که اونا از چشم همسرشون بیفتند.


شاید بگی گناه زن چیه که به خاطر این مردهای بی جنبه باید خود رو محدود کنن
و اون طوری که دلشون میخواد نباشن؟
اول اینکه
اگه دلخواهی است پس هرکه هرکاری کرد را نباید سرزنش کرد،
چون

دلش میخواسته
مثلا اگه کسی آومد کیف شما رو زد،
حق اعتراض نداری
چون دلش میخواسته
[حالا از بین رفتن پول کجا و ازبین رفتن سلامت اخلاقی
و روانی مردها در اثر فشارهای جنسی کجا!!!)
دوم اینکه
غریزه جنسی هم مثل غریزه گرسنگی و تشنگیه،
آیا شخص گرسنه ای که بوی کباب به مشامش خورده و هوس کباب کرده بی جنبه است و قابل سرزنش؟
شاید بگی فرق انسان و حیوان همینه و انسان اگه دلش خواست باید بتونه خودش رو کنترل کنه مثل انسان روزه دار.
بله درسته؛
ولی
روزه دار هم بالاخره افطار میکنه،
تشنه اگه آب بهش نرسه بعد از مدتی میمیره خودداری هم اندازه داره
و این فشارهای جنسی در بسیاری از مردها بالاخره
یا باعث بیماری روانی میشه
یا مرض اخلاقی و در نهایت ممکنه به فکرر تجاوز به دیگری بیفته

سوم اینکه ما مسلمانیم و معتقدیم که
تمام احکام دینی بر اساس حکمت خداست
و برای سلامت فرد و جامعه و آرامش زندگی دنیا و آخرت است.
پس بانوی مسلمانی که با ظاهر غیر اسلامی وارد جامعه میشه
در واقع
به احکام دینش دهن کجی میکنه
و با زبان بی زبانی میگه:
من از خدا بیشتر میفهمم که چطور بگردم
یا
من خیلی شجاعم و از عذاب خدا نمیترسم( پناه بر خدا)
شاید به خاطر همین خدا در آیه 31سوره نور به خانمها فرموده:
زینت های خود را آشکار نکنید
حتی برای پسربچه هایی که تفاوت جنسیت زن و مرد رو میفهمن
و به وسیله روسری گردن
و سینه خود را بپوشانید حتی پاهایتان را محکم به
زمین نکوبید
که صدای خلخال که زینت پنهانی شماست شنیده شود و توجه مردان جلب شود و از طرف دیگر به مرد و زن دستور داده که مواظب نگاه‌های خود باشند.

ولی انصافا مردها نمیتوانند چشم بسته راه بروند
و قرآن فقط برای مردها نازل نشده
و زن هم باید مواظب نوع پوشش خود باشه.

پس مواظب باشیم ظاهرمون به عنوان یک بانوی شیعه
اول دهن کجی به اسلام نباشه
و قلب امان زمان. عج.
رو آزرده نکنه
دوم اینکه باعث نشه دل مردی بلرزه و آرامش روحیش به هم بخوره
و... و...



خواهرم در خیابان چهره آرایش مکن
از جوانان سلب آسایش مکن
آن وجود پاک و معصوم و تنت
بی بها مانند کالایش مکن
چشم مهدی زمان را خواهرم
با چنین کاری تو گریانش مکن.



[ چهارشنبه 26 مهر 1396 ] [ 09:08 ق.ظ ] [ مدینه ]

سلاحم حجاب... مهارتم حیا... من آماده رزمم



من آموختم....


من آموختم ارزش دارم


آموختم برای ارزش هایم بجنگم


من یه دخترم


یه دختر با دنیایی ارزش


حالا باید بجنگم


برای ارزشم


 برای حوا بودنم


برای پاکی


حالا با دست خالی که نمی شود


من سلاح می خواهم تا برای عفتم بجنگم


خدا گفته سلاحت حجاب


حالا کدام سلاح بهتر است؟


منکه چادر را می پسندم


می گویند قوی ترین سلاح است


منم امتحانش کردم درست گفته اند


تو کدام را می پسندی؟


اما حالاکه فقط سلاح کافی نیست


باید مهارت هم داشته باشم


مهارتم چیست؟


خداگفته حیا وعفاف


من باید مهارت پیدا کنم


من می توانم


 توهم می توانی


به دشمن بگویی بیا


بگویی سلاح تو که از ارثیه زهرا قوی تر نیست


مهارتت از حیای دختر کامل تر نیست



[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 10:39 ق.ظ ] [ مدینه ]

♥رخنـه !♥


خانـُمــانگــی ات را

رخنــه دآر می کنند ،


رَنــگــ ُ وآرنــگ هـآیی۱ کهـ گره خورده انـد بـآ وجـودت 

و َ رهگـذر را وادار به برگشـتن ُ دوبــآره دیدنـت می کند..

 

آراسته می شوی برای ِ نگــآه هایی که دوختـهـ می شونـد به تنـت ، نهـ وجـودت!



۱-امام صادق ع:براى خوارى انسان همین بس ، كه لباس غیر معمول و انگشت نما بپوشد،یا مركبى انگشت نما سوار شود .


حضرت امام حسین ع:هر کس لباس شهرت و انگشت نما از هر جهت بپوشد، خداوند او را در روز قیامت، لباسى از آتـش مى پوشاند.



[ جمعه 21 مهر 1396 ] [ 04:00 ب.ظ ] [ مدینه ]

بدون شرح..........

بخودتان در موارد و کارهایی که انجام میدهید قضاوت کنید!!
 
 

او یک دختر است مثل تو!

نام او هم مه لقاست،درست مثل تو!

با طره ی گیسو وچشمانِ سیاه

و مژه هایی که نه به لطف فرچه ها بلکه به لطف خداوند،تاب دارد!

او یک دختر است 

با صدایی به لطافت صدایِ نسیم

با دستانی به ظرافت برگ گل!

او دختر است

با ۳۲ مروارید سفید در دهان و

دو نکته ی قرمز رنگ بر صورت اش!

دیدی؟!

چیزی از داشته هایِ تو کم ندارد و تو از او کم داری خیلی چیزها را!



عشقِ حقیقی همسر را

محبتِ خداوند را

خودباوری را

حجاب را

عفت را

حیا را




و بسیار چیزهایی که تو نمی توانی داشته باشی!

آن دنیا را هم قبول نداشته باشی،باز هم در این دنیا او برنده است .

او در دهکده ای جهانی چون المپیک تاجی طلایی به عظمت حجاب بر سر دارد .

این مدال های ناپایدار که امسال برای کسی و سال بعد برای دیگری است را چه سود؟!

او آزاده است و تو در بند تغییر روزانه ی لوازم آرایشت تا شاید ۴-۵سالی به زور این ماسک های رنگی،زیبا و بر سر زبان ها بمانی ...


ولی اما افسوسمیخورم به این تصاویر . . .!

 





[ پنجشنبه 13 مهر 1396 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ مدینه ]

کمی تامل کنیم!!!!!

نمی دونم از کجا شروع کنم....

از اون جایی که بعضیا مراسم عزاداری امام حسین(ع) با عروسیه ........اشتباه گرفتن...

یا از اون جایی که بعضیا به اسم عزادار میان بیرون و کار دیگه ای میکنن....

قربون عزادارای امام حسین برم ، من نمی خوام به کسی بی احترامی کنم، اما چرا همین محرم شروع میشه و دسته های عزاداری بیرون میاد، میگن المپیک شروع شد؟

چرا با کارای نامعقول دشمن رو  شاد میکنید؟

واقعا ما مسلمونیم؟

واقعا ما عزاداریم؟




گریه می کنم بر دختر بی چادری که گریه می کند

برای چادر زینب!

بی حجاب به دست خودش حجابش را غارت کرده است!

به راستی این گریه ندارد؟؟!

              



ز
نان کاروان آل طه برای حفظ حجاب خود در کربلا، چاره اندیشه بودند


- این روایات‌ها دلیل اهمیت حجاب از نظر ائمه علیهم‌السلام، شهدای کربلا و زنان اهل‌بیت امام حسین علیه‌السلام دارد، حضرت زینب علیها‌السلام و بقیه زنان حرم امام حسین موقعی که پوشش را از سرشان برداشتند، عکس‌العمل و حرف‌هایی را می‌گفتند که از این عبارات فهمیده می‌شود، چقدر مهم بوده است، آنها سیلی و کتک خوردند، خیمه‌هایشان آتش گرفته است، اما با این حال استغاثه و احتجاج نمی‌کنند، ولی قضیه در برداشتن معجر از روی صورتشان یا تعرض به حجاب توسط سپاهیان دشمن با ناله، گریه و حساسیت خاصی بیان می‌کنند، همه این ماجرا نشان می‌دهد که از نظر زنان حرم امام حسین علیه‌السلام، اندک خارج شدن از حرم حجاب اسلامی، چقدر برای آنها سنگین بوده است.
در یک روایتی از حضرت رقیه کوچکترین دختر امام حسین علیه‌السلام نقل شده و در جای دیگر از حضرت سکینه علیه‌السلام نقل شده است که وقتی چادر(عبایه) یا معجر از سرشان برداشته شده، در این قضیه خیلی گریه و ناله کردند که چرا معجر را از سر ما برداشتند؟!
نکته مهم اینجاست که یک دختر سه ـ چهار ساله این گونه گریه می‌کند و نشان می‌دهد که حرم امام حسین علیه‌السلام در آن زمان و اهل بیت علیهم‌السلام، حتی دختر خردسال چادر سر می‌کردند و معجر می‌بستند.
رقیه علیها‌السلام این دختر خردسال تا چه اندازه با معارف آشناست و نسبت به آن حساس است، آن قدر در خون و گوشتش این معارف حجاب وارد شده است که به خاطر برچیده شدن آن پوششی که بر سر داشته، گریه می‌کند.


راستی خواهرم ما که ادای پیروی از اهل بیت علیهم السلام را داریم

چقدر به این بانوان نزدیکیم!

از مسائل محرم و نامحرم چقدر آگاهیم و چقدر به آنها عمل میکنیم!



[ شنبه 1 مهر 1396 ] [ 12:35 ق.ظ ] [ مدینه ]

می خواهم تو را به یک جنگ دعوت کنم .....

اگر مدافع حـــــرم حضرت عبــاس (ع) نمیتونم باشم

مدافع چــــادرخاکی  حضرت زهــــرا (س) که میتونم باشم


بانو...

می دانم شاید دلت میخواست

زمان جنگ بودی و به میدان جنگ می رفتی...

در دلت می گویی که کاش می توانستی بروی

و مدافع حرم حضرت زینب(س) باشی...

اصلا دلت می خواهد که شهید بشوی...

بله راه شهادت هنوز باز است...

راه جهاد بسته نمی شود...جنگ هم همیشه هست....

اصلا می خواهم تو را به یک جنگ دعوت کنم ..

به یک جنگ سخت اما اسمش را میگویند جنگ نرم ...

بانو...گول نرمی اش را نخوری باید در این جنگ سفت و سخت باشی...

باید الگویت بانوی دو عالم ...بانو فاطمه(س) باشد...

او دختر نمونه بود...همسر نمونه بود...مادر نمونه بود...شهید هم شد...

و حال مادر همه هم هست....

و تو هم دختر...همسر... و مادر نمونه باش....

اینگونه تو مجاهد می شوی...

شهید می شوی اصلا اگر شهید هم نشوی اجر شهید را داری...

این را خود خدا گفته است...

آماده ای بانو...مدت هاست که این جنگ نیرو می خواهد...

رزمنده می خواهد....

لباس رزمت را پوشیده ای؟!....

لباس رزمت همان چادر است...

همان که رنگ سیاهش از سرخی خون شهید می تواند بالاتر باشد....

حواست باشد بخاطر سیاهی چادرت خیلی ها سرخ شدند

پس با رنگ های مصنوعی قرمزش نکن!



[ سه شنبه 28 شهریور 1396 ] [ 02:27 ب.ظ ] [ مدینه ]

نحوه حجاب عزیزان حضرت زهرا(س) در خروج از مدینه


مدینه، شبى را به یاد مى ‏آورد که کاروان حیا با تمام شکوه و جلال به سوى مکه روانه شد. آن شب از شبهاى ماه رجب بود که کاروانى مجلل از مدینه بیرون رفت; در حالى که دو بانوى «حیا» و عفت را جوانان بنى‏ هاشم و در راس همه سید جوانان اهل بهشت احاطه نموده بودند . در قطعه‏اى تاریخى، راوى چنین نقل مى‏کند:

«چهل محمل را دیدم که با پارچه‏ هاى حریر [ابریشم] و دیباج زینت‏ شده بودند . در این وقت امام حسین علیه السلام دستور داد بنى هاشم زنهاى محرم خود را سوار بر محملها نمایند، پس در این حال من نظاره مى‏ کردم که ناگهان جوانى از منزل حسین علیه السلام بیرون آمد در حالى که قامت‏ بلندى داشت و بر گونه او علامتى بود و صورتش مانند ماه مى‏ درخشید و مى‏فرمود: بنى ‏هاشم کنار روید و آن‏گاه دو زن از خانه حسین علیه السلام خارج شدند، در حالى که دامانشان بر اثر حیاى از مردم به زمین کشیده مى‏ شد و دور آن دو را کنیزانشان احاطه نموده بودند . پس آن جوان به سوى یکى از محملها پیش رفت و زانوى خود را تکیه قرار داد و بازوى آنها را گرفت و بر محمل سوار نمود .

من از بعضى پرسیدم; آن دو بانو کیستند؟ ! جواب دادند: یکى از آنها زینب علیها السلام و دیگرى ام‏ کلثوم; دختران امیرالمؤمنین علیه السلام . پس گفتم: این جوان کیست؟ ! گفته شد: او قمر بنى هاشم، عباس فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام است . سپس دو دختر صغیر را دیدم که گویا امثال آنها آفریده نشده است . پس یکى را همراه زینب و دیگرى را همراه ام‏ کلثوم سوار نمود . پس از [اسم] آن دو دختر پرسیدم . گفته شد: یکى سکینه و دیگرى فاطمه; دختران حسین مى‏ باشند .

آن‏گاه بقیه بانوان به همین جلالت و عظمت و حیا و متانت‏ سوار شدند و حسین علیه السلام ندا داد: کجاست عباس، قمر بنى هاشم! عباس عرض کرد: لبیک، لبیک، اى آقاى من! فرمود: اسبم را بیاور . اسب آقا را حاضر کرد . آنگاه حضرت بر آن سوار شد و بدینسان کاروان حیا، عفت، متانت و نجابت مدینه را ترک گفت.

موسوعة کلمات الامام حسین علیه السلام، معهد تحقیقات باقرالعلوم، قم، مؤسسه الهادى، چاپ اول، صص‏297 298




برچسب ها: حجاب فاطمی،
[ یکشنبه 26 شهریور 1396 ] [ 05:10 ب.ظ ] [ مدینه ]

گوش کن خواهرے!


گوش کن خواهرے! 
قرار نیسٺ 
چوݩ مڹ و تو چادر بہ سر داریم
نگاهماڹ بہ هم جنس هایماڹ رنگ غرور داشته باشد
حس برترے و خود بینے بگیرد

قرار نیسٺ
چوݩ مڹ و ٺو حجابماڹ (فقط حجابمان) برتر اسٺ
تماما و از همه نظر برتر باشیم

قرار نیسټ
دید خودماڹ بہ وضعیتماڹ را بالا و بالا تر ببریم

مامور شده ایم که با خلق و خوے خوبماڹ خواهرهایماڹ را هم تشویق کنیم

قرار نیسټ 
چون خودماڹ روے یک تار مو حساسیم
با آنهایے ڪہ هنوز(درک نکرده اند فلسفه ے حجاب را) قطع رابطہ کنیم
قرار نیسٺ دوستماڹ را رها کنیم

مامور نشدیم کہ
مغرور شویم 

مامور شدیم ڪہ ✅ 
اگر لایق بودیم پند دهیم

مامور نشدیم
که قاضے شویم و حکم صادر کنیم 

مامور شدیم✅ 
که از عواقب بد بگوییم

نکند میاݧ پند و اندرزهایے کہ بہ خواهرٺ میکنی

اخم بر چهره بیندازے و صدایت را کلفت کنے و دم بزنے
ایڹ جور اگر عمل کنی خدا لیاقتِ هدایتِ دیگران را به ما نمیدهد


یادٺ نرود خودٺ هم از هماݧ اول چادر بہ سر نداشتی
واقعہ اے رخ داد و درونٺ انقلاب کرد


چه قدر زیبا میشود اگر
زمینه اے فراهم کنے براےیک انقلاب جدید


انقلابے از جنسِ اسلامے با رنگ و بو و منشِ یک بانوے ایرانے

اللهم صل علے محمد وآل محمد وعجل فرجهم



[ شنبه 18 شهریور 1396 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ مدینه ]

حجاب،حجاب است..




شهیدی گفت...«خواهرم...تو در سنگر حجاب مدافع خون منی...»...


شهید دیگری گفت...«خواهرم... استعمار از سیاهی چادر تو بیشتر


از سرخی خون من می ترسد...»


یادمان باشد که تا ابد مدیون این شهدائیم... شهدایی که برند لباس و نوع


شلوار و مُد روز برایشان معنایی نداشت...


حجاب هم فرهنگی است که مُد روز و مدل های مختلف بر نمی دارد...


چادر یادگار مادرمان فاطمه است و حجاب هم گفته ی خداست...


حجاب، حجاب است...


چادر هم چادر است...


هر کدام از اینها معنایی دارند که زیباست؛ اما زیبایی نیست.




برچسب ها: حجاب،
[ پنجشنبه 9 شهریور 1396 ] [ 08:09 ب.ظ ] [ مدینه ]

سلاح من حجاب



سلاح من حجاب


من آموختم....

من آموختم ارزش دارم

آموختم برای ارزش هایم بجنگم

من یه دخترم

یه دختر با دنیایی ارزش

حالا باید بجنگم

برای ارزشم

برای حوا بودنم

برای پاکی

حالا با دست خالی که نمی شود

من سلاح می خواهم تا برای عفتم بجنگم

خدا گفته سلاحت حجاب

حالا کدام سلاح بهتر است؟

منکه چادر را می پسندم

می گویند قوی ترین سلاح است

منم امتحانش کردم درست گفته اند

تو کدام را می پسندی؟

اما حالاکه فقط سلاح کافی نیست

باید مهارت هم داشته باشم

مهارتم چیست؟

خداگفته حیا وعفاف

من باید مهارت پیدا کنم

من می توانم

توهم می توانی

به دشمن بگویی بیا

بگویی سلاح تو که از ارثیه زهرا قوی تر نیست

مهارتت از حیای دختر کامل تر نیست

نجنگ که با این سلاح ومهارت مغلوب من می شوی



برچسب ها: حجاب،
[ جمعه 3 شهریور 1396 ] [ 07:20 ب.ظ ] [ مدینه ]

آهای دختر خانوم؟؟؟؟؟


شما خانوم

شما خانوم خوشتیپی که تو خیابون منو چپ چپ نگا میکنی!!
ببین عزیزم فکر نکن من که چادر سرمه عقلم نمیرسه که آدم با مانتو راحت تره..آزادتره...
فکر نکن زیر چادر کولر گازی روشنه...
خیلی هم گرمه!اصن داغه!
لاک قرمز نمیزنم فکر نکنی سر در نمیارم لاک چیه ها!بیا خونمون ببین هررنگی لاک بخوای دارم..خوبم بلدم بزنم چادر سر کردن خیلی سخته فکر نکنی چادر سر میکنم چون مانتویی که زیر چادر تنمه زشته،نچ!کلی هم پول مانتو دادم!اما تو نمیبینیش...!حالا مانتو هیچی میدونی چادر مشکی چقدر گرونه؟؟؟بخوای حساب کتاب کنی سر نکردنش به صرفه تره!!
اگه شما شال سر میکنی خیلی ارزون میخری من باید شال گرانتربخرم که زیر چادر و حرارت تابستون چروک نشه که بافتش جوری باشه که لبه ش درست وایسه ببین منم خیلی دوست دارم روسری و کیف و کفش قرمز با مانتو و شلوار سفید ست کنم و با غرور تو خیابون قدم بردارم اما خیلی چیزا هست که باعث میشه من روی دلم پا بذارم و یه خانوم چادری باشم...
خیلی چیزا هست که باعث میشه عاشق چادرم باشم...
چون بهم ثابت شده هرچی تنگ تر بپوشم بالاتر نیستم کالاترم...
چون یاد گرفتم جنس ارزون زیاد مشتری داره

 



[ سه شنبه 31 مرداد 1396 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ مدینه ]

خواهرم یکبار حجاب را بچش!



خواهر گلم.


فکر کن تو جزیره ای هستی...


تنهای تنها...


مقداری گوشت فاسد شده پیدا میکنی...


از فرط گرسنگی میخوریش...


چند وقت بعد متوجه میشی اطرافت پر از درخت های میوست...


از درخت با همه سختیش بالا میری و به میوه میرسی


و اونو باتمام وجودت می بلعی...


پایین که میای ممکنه دستات زخمی شده باشن...


خاکی میشی...


ولی با اینهمه بازم حاضری اون گوشت گندیده رو بخوری؟


اگه نه،با سختی از درخت بالا رفتن چه میکنی؟


می ارزد نه؟؟؟؟


خواهر گلم یکبار حجاب را بچش!حسش کن!انقدر خوب هست


که به تمام سختیهایش بیارزد...



برچسب ها: حجاب،
[ یکشنبه 29 مرداد 1396 ] [ 11:17 ق.ظ ] [ مدینه ]

روند بی حجابی


شاید ۲۰ سال پیش کسی به مخیله‌اش هم نمی رسید روزی در خیابانهای شهر، دخترانی را مشاهده کند که آن سالها مردم شاید آنها را در سالن های عروسی هم نمی دیدند… دخترانی بزک کرده با موهای پف کرده و بیرون ریخته و مانتوهایی کوتاه و تنگ و شلوارهایی تنگتر! این روند ۲۰ سال طول کشید تا به اینجا رسید. استعمار و استکبار صبر و حوصله زیادی دارد، بر عکس بعضی از ماها

اولین کار، گرفتن چادر بود از زنان ما… گفتند چادر حجاب برتر است و می‌شود برتر نبود! بین خوب و خوب ‌تر، خوب را هم انتخاب کنی به جایی بر نمی‌خورد .می‌شود مانتوی گشاد و مقنعه بزرگ پوشید و با حجاب بود… حرف قابل قبولی بود؛ کسی نمی‌تواست به این حرف اعتراض کند، حتی اهالی مذهب. 


ادامه مطلب
برچسب ها: بی حجابی،
[ سه شنبه 24 مرداد 1396 ] [ 06:10 ب.ظ ] [ مدینه ]

حجاب فقط در یک جمله



حجـــــاب محدودیّـت اســت،بـــــــرای چشمهـــــــای شیطــــــانی...


حجاب ، امنیت و آسایش و آرامش را به همراه خود می آورد

 

حجاب وپوشش برای پوشاندن زشتی های حیوانی است که فضائی برای ظهورزیبائی های انسانی پیدا شود.


زن عفیف زیباست وعفتش به او قدرتی می دهد که
قوی ترین مردان در برابر او به خضوع وادارمی کند



طاووس تا وقتى كه پر دارد زیبا و قشنگ است اگر پر طاووس را از او بگیرى و عریان بشود، چقدر زیبایى خود را از دست مى دهد. در حقیقت حجاب براى زن همانند پر براى طاووس است .


حجاب عفت.پاکدامنی.اقتدار وشکوه ایمان بانوی مسلمان ایرانی


حجاب همانند سرشیشه عطر است كه بوى خوش و زیبایى و حلاوت و طراوت زنها را حفظ مى كند و با برداشتن حجاب ، آن زیبایى و حلاوت از بین مى رود.


حجاب نشان وقار و علامت افتخار و عزت نفس است.


زیباترین هدیه خداوند به زن حجاب است.


حجاب نشانه عدم کمبود وعدم حقارت نفس است


حجاب مهر عنایت حقّ بر قامت فرشتگان زمین است.


حجاب یعنی گسست قیود اسارت نفس ورهایی از آن


حجاب نشان دهنده حیا و پاکی روح و روان زن است.


حجاب گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است.


[ چهارشنبه 18 مرداد 1396 ] [ 09:29 ب.ظ ] [ مدینه ]

غیرت فقط این نیست که... ناموست را بپوشانی تا نبینند!



غیرت فقط این نیست که...

ناموست را بپوشانی تا نبینند!

ناموس دیگران را نگاه نکردن هم از غیرت است...

حتی اگر پوشیده هم نباشند!

هر کس که برای رضای خدا چشمش را از نامحرم بگیرد

خداوند شیرینی ایمان را در دلش قرار میدهد!

تا حالا دلتو شیرین کردی؟؟؟؟



برچسب ها: غیرت،
[ دوشنبه 16 مرداد 1396 ] [ 07:09 ق.ظ ] [ مدینه ]