تبلیغات
سیده نفیسه خاتون نواده امام حسن (ع) و عروس امام صادق (ع) - مطالب مدینه

حجاب یعنی....




حجاب یعنی به جای شخص، شخصیت را دیدن


حجاب یعنی به همهی نامحرمان و ظاهر بینان " نه" گفتن


حجاب آوای ملکوتی جمال طلبی معنوی زن است


حجاب تلالو شبنم بر چهره ی زیبای گل است.


حجاب  تضمینی برای تداوم خط زیبای شرافت است


حجاب تداوم بخش آیه های مهربانی متقابل همسران است


حجاب بوته ی خوشبوی گل عفاف است


حجاب سپری است قوی در برابر شمشیر های تهاجم فرهنگی


حجاب سند اطاعت از فرمانده هستی است


حجاب زنجیری گران بر دستهای دیو گناه است

 

حجاب گامهای بلند انسان در کوچه های معانی است.




[ جمعه 7 اردیبهشت 1397 ] [ 09:55 ب.ظ ] [ مدینه ]

من حجاب را دوست دارم چون ...


من حجاب دارم چون فرمان خداوند است.


و من می دانم که او برایم بهترین را می خواهد.


از فساد به حجاب پناه نمی برم چرا که اگر


فردی را بیایم که حجاب ندارد ولی فاسد هم نیست،


 حجابم زیر سؤال می رود. من حجاب را تنها و تنها


 به خاطر نجابتی می خواهم که خدا برایم خواسته:


 ذلک ادنی ان یعرفن فلا یؤذین...


و می دانم کمترین حق خدا بر ما این است


که از نعمت هایش در راه گناه بهره نبریم.


من حجابم را دوست دارم چون ب من عزت نفس میدهد


حجابم را دوست دارم چون پاکترین


زن دنیا ب آن اراسته است.....


من حجابم را دوست دارم چون...


حجاب را دوست دارم چون تاج بندگی برای خداوند


عزت برای پدرم افتخار برای برادرم


صداقت برای شوهرم است.





[ یکشنبه 2 اردیبهشت 1397 ] [ 12:18 ق.ظ ] [ مدینه ]

مدافعان حجاب



حجاب زیباست ولی…
.
شهیدی گفت:

«خواهرم…تو در سنگر حجاب مدافع خون منی…»
.
شهید دیگری گفت:

«خواهرم… استعمار از سیاهی چادر تو بیشتر از سرخی خون من می ترسد…»
.
یادمان باشد که تا ابد مدیون این شهدائیم...

شهدایی که لباس و نوع شلوار و مُد روز برایشان معنایی نداشت…
.
حجاب هم فرهنگی است که مُد روز و مدلهای مختلف بر نمی‌دارد…
.
بانوی خوبم !
.
فلسفـه حجاب

تنها به گنـاه نیفتـادن مردهـا نیست!
.
که اگر چنین بود ،

چرا خدا تو را با حجـاب کامل

به حضور می‌طلبد در عاشقانه ترین عبادتت؟!
.
جنـس تو با حیـا خلق شده...
.
رعایت حجاب تو شرط انتظار حجت ابن الحسن (عج) است.
.
حجاب تو هم زمینه ساز ظهور مهدی زهراست...
.
پاکی تو قلب امام زمانت ارواحنا فداه را شاد می کند....

خواهرم حجابت رافراموش نکن ...

**********

 خواهرم : مدافع حرم زینب(س) بودن یعنی :

حفظ حجاب و دفاع از چادر زینب (س) 







[ سه شنبه 28 فروردین 1397 ] [ 06:53 ق.ظ ] [ مدینه ]

عید مبعث مبارک


امشب شب غار حرا از روز روشن تر شده


امشب فضای مکه پر از جلوه ی کوثر شده


امشب جهان رشک جنان امشب زمین کوثر شده


امشب امین وحی حق نازل به پیغمبر شده



عید مبعث بر همگان مبارک



[ جمعه 24 فروردین 1397 ] [ 04:16 ب.ظ ] [ مدینه ]

پرسش؟؟؟؟؟؟؟

یه سوال!!!

*به نظر شما علل بی حجابی یا بد حجابی کدام یک از موارد زیر میباشد؟؟؟

 


1- ناآگاهی


2 -تعلیم وتربیت نادرست


3 -برداشت غلط از آزادگی


4 -غرب زدگی


5 -بهره بری سودجویانه از زن


6 -لجاجت وموضع گیری لجوجانه


7 -توطئه استعمار گران


8 -ضعف اعتقادی وایمانی


*اگه واقعا دلیل دیگری نیست!!!یا امثال این دلیل هاست!!!


به نظر شما دلیل موجه ای نزد خداوند میباشد؟؟؟!


اگه دلیل موجه ای نیست پس چرا بی حجابی؟؟؟؟




[ دوشنبه 20 فروردین 1397 ] [ 07:39 ب.ظ ] [ مدینه ]

برای شما\\برای ما...

 

 #تلنگر


گلشیفته برا شما...

الهام چرخنده #زهرائی برای ما


آمریکا وانگلیس و...برای شما....

عراق و سوریه و فلسطین برای ما


اصغر فرهادی برای شما....

همان ده نمکی و


حاتمی کیا برای ما✌ ...

اسکار برای شما...


جشواره #عمار برای ما


کنسرت برای شما...


#هیئت_اباعبدالله و مراسمای حامد زمانی برای ما


شاهین نجفی،برای شما...


#میثم مطیعی وحامدزمانی برای ما


آنجیلینا و جنیفر و جاستین برای شما...

باکری و همت و شیرودی و...برای ما


مدهای روز برای شما......


#چادرزهرا(س )و#چفیه برای ما


ادکلن دیویدف برای شما...

عطر #نرگس و یاس برای ما❤ ️...


اون بچه ژیگولای صورت سه تیغ واسه شما...

اون ریشوهای #با_ریشه واسه ما❤ ️...


#امیدرفع تحریم ها برای شما...

خودکفایی و تلاش و #غیرت برای ما❤ ️...


سیلوستر استالونه و آرنولد برای شما....


علی خلیلیبرای ما....


لبخند کِری و اوباما برای شما....

فقط یک لبخند(سید علی)
برای ما...




[ چهارشنبه 15 فروردین 1397 ] [ 08:39 ق.ظ ] [ مدینه ]

حلول ماه مبارک رجب، مبارک باد.



حدیث قدسى:

ماه (رجب)، ماه من ، بنده، بنده من ، و رحمت ، رحمت من است ؛

هر که در این ماه مرا بخوند ، اجابتش کنم و هر که حاجت آورَد ، عطایش کنم .






ماه رجب آمده در‌های آسمان را برای پذیرش تضرع‌های

عاشقانه‌ بندگانِ ذات اقدس الهی می‌گشایند،

نگاهت به آسمان باشد.

التماس دعا




[ دوشنبه 28 اسفند 1396 ] [ 07:29 ق.ظ ] [ مدینه ]

دخترک قشنگ




دختربا نازبه خداگفت       :


چطور زیبا می آفرینی ام و انتظار داری خود را برای همگان نكنم؟

خدا گفت:زیبای من!تو را فقط برای خودم آفریدم

دخترك،پشت چشمی نازك كرد و گفت:خدا كه بخل نمی ورزد،بگذار آزاد باشم

*خدا چادر را به دخترك هدیه داد*

دخترك با بغض گفت:با این؟اینطور كه محدودترم.اصلا می خواهی زندانی ام كنی؟یعنی اسیر این چادر مشكی شوم ؟؟؟؟

خدا قاطع جواب داد:بدون چادر،اسیر نگاه های آلوده خواهی شد...هر چیز قیمتی را كه در دسترس همه نمی گذارند.تو جواهری

دخترك با غم گفت:آخر...آخر،آنوقت دیگر كسی مرا دوست نخواهد داشت.نه نگاهی به سمت من خواهد آمد و نه كسی به من توجه میكند

خدا عاشقانه جواب داد:من خریدار توام!
منم كه زود راضی می شوم و نامم سریع الرضاست.

آدمیانند و هزاران نوع سلیقه!
هرطور كه بپوشی و بیارایی،باز هم از تو راضی نمی شوند!
اصلا مگر تو فقیر نگاه مردمی؟آن نگاه ها مصدومت میكند

*دخترك آرزویش را به خدا گفته بود و می خواست چونان فرشته ای محبوب جلوه كند*



[ پنجشنبه 24 اسفند 1396 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ مدینه ]

لباس بندگی


خیلی از کارها لباس مخصوص دارند. از پزشکی و


خلبانی گرفته تا مکانیکی و تراشکاری. از نقاشی و


کجسمه سازی تا مهندسی وکار در معدن.


تازه اگر دقیق باشی و کمی هم آشنا با


روان شناسی، می توانی از روی لباس٬


مثلا یک جامعه شناس را از یک تاریخ دان تشخیص بدهی.

 

تا بحال شنیده اید کسی به روپوش یک پزشک ایراد بگیرد


یا به کلاه ایمنی یک مهندس عمران شبهه وارد کند؟


من نمی فهمم پس چرا وقتی چادرم را٬


این لباس بندگی خدا را٬ به تن می کنم٬


موج انتقادها و شبهات است که سویم روانه می شود؟


نمیدانم٬ شاید هم بندگی خدا کار مهمی نیست...



[ پنجشنبه 3 اسفند 1396 ] [ 10:52 ب.ظ ] [ مدینه ]

سیاهی چادرم را دوست دارم




تمام رنگ های دنیا رو
سیاه می شوند 

وقتی سیاهی چادرم؛
 
قد علم می کند 

چه خوب می دانستند قدیمی تر ها: 

‏”‏ بالاتر از سیاهی رنگی نیست ” 

بانو!..دختری که در پس پرده حجاب مخفی می شود 

ممکن است در زمین گمنام باشد، 

اما مطمئنم در آسمان مشهور است  
 


[ پنجشنبه 19 بهمن 1396 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ مدینه ]

پوشش زنان ایرانی در آینده ای نزدیک

((((میخواستم عکسی مربوط به مطلبم بزارم خودم خجالت کشید))))

این روزها دیگر دارد عادی می شود که زنان با لباس های آستین کوتاه و مانتوهای چاک دار به کوچه و خیابان راه پیدا کنند.

در نهایت حربه جدید دشمن که زیرکانه این بار اندام زنان ایرانی را هدف گرفته، پوششی است به نام (ساپورت) البته شرمم می شود بگویم پوشش!!! نمی دانم بعضی ها چگونه این جرأت را به خود داده اند، همانطور که در مراسم های عروسی و در برابر محارم خود ظاهر می شدند اکنون خود را بزک کرده و به خیابان ها و پاساژها نفوذ کنند.

جالب اینجاست که با کمترین تأملی می توان گامهای آرام ابلیس در ترویج اباحه گری و عریانی را فهمید. تغییر نام جوراب شلواری زنانه به ساپورت، هماهنگی ورود و تولید بیشمار آن در کشور، مسلح شدن مانکن های پشت ویترین و مانکن های انسانی خیابان گرد به آن، سایت های پرشده از فروش مدل های رنگارنگ ساپورت بدون کوچکترین تذکر و در آخر تبلیغ های زیرکانه آن در شبکه های ماهواره ای أعم از کنسرت گوگوش (طبق مطالعات اینترنتی) که با سیاست هر چه تمام تر با آنکه می توانند زنان را با پاهای عریان به صحنه بیاورند اما از ساپورت استفاده می کنند.

اما باید بانهایت تأسف گفت این بعضی از زنان ساده اندیش هستند که بدون اندکی درنگ و دقت در نقشه های شوم دشمنان این مرز و بوم شخصیت و حیای خود را بازیچه دست آن ها کرده اند.

دیگر وقت آن رسیده که سکوتمان را بشکنم و در این جنگ نرم با سلاح قلم بر دشمن خاصم یورش بریم تا شاید بعضی از مسئولین در خواب مانده و بعضی از علما و روحانیونی که احیانأ از تأثیر کلامشان اطمینان ندارند این نوشته ها را دیده و به جنب و جوش بیفتند، هر چند شاید آن ها هنوز هم از بحث و پیگیری این مسائل خجالت می کشند و سطح آن را پایین تر از سطح علمی و معنوی خود می بینند. حال آنکه همین بعضی ها هنوز نمی دانند ساپورت چیست، چه شکلی دارد و چه کسانی آن را پوشیده اند.

دیگر شاید وقت آن رسیده باشد که ندایی بگوید: (الیوم استعمال ساپورت در حکم محاربه با امام زمان عج) تا بد خواهان نظام اسلامی ایران حیا و غیرت زنان و مردانی را حس کنند که حاضرند خون رنگینشان را فدا کنند.

و روباه صفتان چه حیله گرانه نقشه راه کشیده اند:

1. موهای بیرون افتاده از پس و پیش

2. روسری های کوتاه آب رفته

3. شلوارهای سوراخ سوراخ و کوتاه شده

4. مانتوهای اندامی و چاک خورده

5. لباس هایی با دکمه های روی آستین جهت سهولت برای بالا زدن

6. ساپورت

7. هدف بعدی دشمنان!!! خدا نکند که عریانی کامل اندام باشد.


[ شنبه 30 دی 1396 ] [ 11:17 ب.ظ ] [ مدینه ]

به سلامتی پسر دخترای با عفت.....



همیشه وقتی از حجاب وحیا حرف میزنیم از خانم ها میگیم ...

از چادری ها میگیم....

اما امروزمیخوام بگم...

سلامتی هر پسری که ریش داره وبهش میگن پاچه بزی و خم به ابرو نمیاره...

سلامتی اونیکه پاتوقش مزار شهداس نه باشگاه کامبیز بدنساز...

سلامتی کسی که جای پرورش اندام وتزریق بازو پرورش ایمان میکنه وخودسازی...

سلامتی پسری که سَرشو خم میکنه تا سنگ فرش خیابونا ،

نه رودروی ناموس مردم....

سلامتی هرچی پسره که بلوز آستین بلند میپوشه و شلوار کتون

نه لباس های تنگ وشلوار جاستین...

سلامتی اونی که نه مدونا میشناسه نه شکیرا والیزابت تیلور ...

دختر رویاهاشم سلنا گومز نیست...

سلامتی اون مردی که وقتی تو تاکسی میبینه دوتا خانم نشسته نمی ره وسطشون بشینه...

سلامتی اون پسری که بلده مکبر باشه و نماز اول وقتش حجته...

سلامتی اون پسری که  تظاهرات وراهپیمایی رفتنش عین نماز اول وقت میمونه براش........

سلامتی اون پسری که جای نود شب زود میخوابه تا صبح نمازش قضا نره...

سلامتی هرکی که پیشش،روبروش ،کنار دستش

تو کلاس با امنیت میشینی وانگارنه انگار کنارش دختر نشسته...

سلامتی اون پسری که بعد امتحان نمیره پیش همکلاسی های مونث وبگو بخند رابندازه

به بهانه ی امتحان...

سلامتی اون پسری که حاضره دخترا بهش بگن مَریضو اون وا نده...

سلامتی آقا پسری که وقتی تو ماشینش صدای ضبطش وبلند میکنه نوای کربلا کربلا میاد..

سلامتی اون آقایی که ظهر تو دانشگاه پشت کفشاشو خم میکنه

وآستیناش بالا وآب میچکه

جوراباشم از جیباش آویزونه

مهم نیست دخترای جفنگ دانشگاه مسخرش کنن

مهم زود رسیدن به حسینیه اس...

سلامتی اونی که تو تابستون میره اردوی جهادی نه صفا سیتی با دوست دختراش توشمال

سلامتی هرچی پسر مذهبی...

سلامتی هرچی بچه حزب اللهی....

سلامتی همشون صلوات...

بگوخوب!



حالا ازا ین ور فدای اون دختر چادری

که توگرمای چهل درجه زیر چادرش انگار تنور روشن کرده وباز سفت ومحکم چادرشو گرفته...

فدای اون دختری که نمی ره عروسی پسر عموش چون عروس گفته باید عروسی مختلط باشه...

فدای اون دحتر چادری که عقده ایه عقده ی کربلا داره.....

فدای اون دختری که پسرای دانشگاه تفنگدار صداش میکنن

چون هیچ وقت به صداهای پیس پیس وهووی وآی خانمی جواب نمیده...

فدای اون دختری که وقتی بااستاد میخواد حرف بزنه استادو میبره توسالن نه تنهایی توکلاس...

فدای اون دختری که مدل  موهاش ولباسش وکفش هاشو همونی انتخاب میکنه که اسلام دستورشو داده.....

فدای هرچی دختر محجبه....

 سلامتی چادریا....

سلامتی همشون صلوات....

بگو خوب!





[ سه شنبه 26 دی 1396 ] [ 02:04 ق.ظ ] [ مدینه ]

فروپاشی فرهنگ حجاب و عفاف



در فیلم ها و سریال های شبکه های ماهواره ای مستقیم و غیرمستقیم فرهنگ عفاف و حجاب که زیربنای پیشگیری از بسیاری ناهنجاری ها و آسیب های فردی و اجتماعی است،هدف گرفته شده است.

الف)حمله مستقیم به حجاب:در این مدل به طور مستقیم در ویژه برنامه ها،مصاحبه ها و جلسات مثلا کارشناسی اقدام به شبهه افکنی در موضوع حجاب نموده و یا با پرداختن به دلیل استفاده از حجاب در مکالمات بین بازیگران،سعی در مخدوش نمودن این موضوع و شکستن قداست آن دارند.

ب)ترویج غیرمستقیم بی حجابی:این کار از طریق طراحی بی حجاب،نقش های محبوب و اصلی سریال ها و با الگوپردازی از بازیگران،ورزشکاران و سایر عناصر کلیدی بی حجاب اجتماع صورت می گیرد.

 

مواظب حجاب و عفاف زینبی و فاطمی خودتان باشید بانوان،دشمن به دنبال گرفتن این حجاب و عفاف از شماست

 

حرمت چادر حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) را نگه دارید




[ دوشنبه 11 دی 1396 ] [ 08:28 ب.ظ ] [ مدینه ]

چه خبر ..........



[ یکشنبه 3 دی 1396 ] [ 10:24 ب.ظ ] [ مدینه ]

چه خوب بود...

شیخ بهاء الدین عاملی در یکی از کتاب های خود می نویسد : روزی زنی نزد قاضی شکایت کرد که پانصد مثقال طلا از شوهرم طلب دارم و او به من نمی دهد . قاضی شوهر را احضار کرد و او طلب خود را انکار نمود یا فراموش کرده بود .

 قاضی از زن پرسید : آیا بر گفته ی خود شاهدی داری ؟

 زن گفت : آری ، آن دو مرد شاهدند .
 
قاضی از گواهان پرسید : گواهی دهید زنی که مقابل شماست پانصد مثقال ار شوهرش که این مرد است طلب دارد و او نپرداخته است .

گواهان گفتند : سزاست این زن نقاب مقابل صورت خود را عقب بزند تا ما لحظه ای وی را درست بشناسیم که او همان زن است ، تا آنگاه گواهی دهیم .
 
چون این زن سخن را شنید بر خود لرزید و شوهرش فریاد برآورد شما چه گفتید ؟

 برای پانصد مثقال طلا ، همسر من چهره اش را به شما نشان دهد ؟!

هرگز! من پانصد مثقال خواهم داد و رضایت نمی دهم که چهره ی همسرم در حضور دو مرد بیگانه نمایان شود .

 چون زن آن جوانمردی و غیرت را از شوهر خود مشاهده کرد از شکایت خود چشم پوشید و آن مبلغ را به شوهر بخشید 
 
چه خوب بود آن مرد با غیرت، امروز جامعه ی ما را هم می دید که زنان نه برای پانصد مثقال طلا و نه حتی یک مثقال نقره، چگونه رخ و ساق به همگان نشان می دهند و شوهران و پدران و برادرانشان نیز هم عقیده ی آنهایند و در کنارشان به رفتار آنان مباهات می کنند



[ پنجشنبه 16 آذر 1396 ] [ 03:49 ب.ظ ] [ مدینه ]

قابل توجه:

خواهر/برادر طعنه ها دل سردت نکنند ...


یک دقیقه سکـــوت

به احترام تمام گوش هایی که

زیر شال و چادر همیشه گرما را تحمل کردند

اما باز طعنه شنیدند ...

یک دقیقه سکـــوت

به احترام تمام چشم هایی که در خیابان به

آسفالت ها خیره شدند

اما باز تمسخر دیدند ...

یک دقیقه سکـــوت

به احترام لب هایی که در جواب به تحقیرها فقط لبخند شدند ...


یک دقیقه سکـــوت

❤️ به احترام تمام محجبه هایی که در این هیاهوی زمانه ، فرشته باقی ماندند ❤️

پ.ن:

در دنیا رسم است برای انسان های مظلوم یک دقیقه سکوت میگیرند،

 پس به سلامتی محجبه هایی که تمام مسئولان در حمایت از

 آنها سال هاست که سکوت کردند.


[ جمعه 3 آذر 1396 ] [ 08:54 ب.ظ ] [ مدینه ]

چادر من برای حفظ زندگی توست!



داشتم سجاده آماده می کردم برای نماز، همین که چادر مشکی ام را از سر برداشتم تا چادر نماز بر سر کنم گفت: این همه خودت را بقچه پیچ می کنی که چی؟
بر گشتم به سمت صدا، دختری را دیدم ک در گوشه ی نمازخانه نشسته بود.
پرسیدم: با منی؟
گفت: بله! با تو ام و همه ی بیچاره های مثل تو که گیر کرده اید توی افکار عهد عتیق! اذیت نمی شوی با این پارچه ی دراز دور و برت؟ خسته نمی شوی از رنگ همیشه سیاهش؟
تا آمدم حرف بزنم گفت: نگاه کن ببین چقدر زشت می شوی ، چرا مثل عزادارها سیاه می پوشی؟ و بعد فقط بلدید گیر بدهید به امثال من.
خندیدم و گفتم: چقدر دلت ﭘُر بود دوست من! هنوز اگر حرف دیگری مانده بگو.
خنده ام را که دید گفت: نه! حرف زدن با شماها فایده ندارد.
گفتم: شاید حق با تو باشد عزیزم. پرسیدم ازدواج کردی؟ گفت: بله.
گفتم من چادر را دوست دارم. چادر؛ مهربانیست.
با سرزنش نگاهم کرد که یعنی تو هم مثل بقیه ای...
گفتم؛ چادر سر می کنم، به هزار و یک دلیل. یکی از دلایل چادر سر کردنم حفظ زندگی ِ توست.
با تعجب به چهره ام نگاه کرد.
پرسیدم با همسرت کجا آشنا شدی؟ گفت: فلان جا همدیگر را دیدیم، ایشان پیشنهاد ازدواج داد، من هم قبول کردم.
گفتم خوب؛ خدا قبل از دستور دادن به من که خودم را بپوشانم به مرد ها می گوید؛ غض بصر داشته باشید یعنی مراقب نگاهتان باشید. تکلیف من یک چیز است و تکلیف مردان یک چیز دیگر. این تکالیف مکمل هم اند، یعنی اگر مردی غض بصر نداشت و زل زد به من، پوشش من باید مانع و حافظ او باشد، و من اگر حجاب درست و حسابی نداشتم، غض ِ بصر مرد و کنترل نگاهش باید مانع و حافظ من باشد.
همسر تو، تو را "دید"، کشش ایجاد شد، و انتخابت کرد. کجا نوشته شده است که همسرت نمی تواند از تماشای زنانی غیر از تو لذت ببرد، وقتی مبنای انتخاب برای او نگاه است؟!
گفت: خوب... ما به هم تعهد دادیم.
گفتم: غریزه، منطق نمی شناسند، تعهد نمی شناسد. چه زندگی ها که به چشم خودم دیدم چطور با یک نگاه آلوده به باد فنا رفت.
من چادر سر می کنم، تا اگر روزی همسر تو به تکلیفش عمل نکرد، و نگاهش را کنترل نکرد، زندگی تو، به هم نریزد. همسرت نسبت به تو دلسرد نشود. محبت و توجه اش نسبت به تو که محرمش هستی کم نشود. من به خودم سخت می گیرم و در گرمای تابستان زیر چادری که بیشتر شبیه کوره است از گرما هلاک می شوم، زمستان ها زیر برف و باد و باران برای کنترل کردن و جمع و جور کردنش کلافه می شوم، بخاطر حفظ خانه و خانواده ی تو. من هم مثل تو زن هستم. تمایل به تحسین زیبایی هایم دارم. من هم دوست دارم تابستان ها کمتر عرق بریزم، زمستان ها راحت تر توی کوچه و خیابان قدم بزنم. من روی تمام ِ این علاقه ها خط قرمز کشیدم، تا به اندازه ی سهم ِ خودم حافظ ِ گرمای زندگی تو باشم.
سکوت کرده بود.
گفتم؛ راستی... هر کسی در کنار تکالیفش، حقوقی هم دارد. حق من این نیست که زنان ِ جامعه ام با موهای رنگ کرده ی پریشان و صد جور جراحی ِ زیبایی فک و بینی و کاشت گونه و لب و آنچه نگفتنیست، چشم های همسر من را به دنبال خودشان بکشانند.
حالا بیا منصف باشیم. من باید از شکل پوشش و آرایش تو شاکی باشم یا شما از من؟
بعد از یک سکوت طولانی گفت؛ هیچ وقت به قضیه این طور نگاه نکرده بودم ... راست می گویی...





[ سه شنبه 23 آبان 1396 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ مدینه ]

اینم یک پست مال متاهل ها



همانقدر که زن را باید فهمید،مرد راهم باید درک کرد
همانقدر که زن بودن میخواهد
مرد هم اطمینان میخواهد

همانقدر که باید قربان صدقه روی ماه زن رفت،باید فدای خستگی های مرد هم شد
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد
کلافگی مرد را باید فهمید

این -من-را زمین بگذار!
مــــــا که شدی دیگر مرد بودن یا زن بودن نیست که نمایان است

این - ما - معنا دارد
این که تا کجا زنانگی هایت را پای مردت بریزی
اینکه تا چه حد مردانه بانوی خانه ات را بپرستی

همانقدر که پشت فریادها و بغض های یک زن دلتنگی نمایان اس
پشت سکوت و بی تفاوتی مرد هم بی تابی نمایان

تمام کاسه کوزه هارا به پای اخم مردت نشکن دخترک
مردها گاهی اخمشان هزار معنا دارد غیر از انچه که در خیال تو میگذرد
مرد قصه ، مردانه پای بهانه هایش به ایست
ما زن ها وقتی تمام خود را در یک چهار دیواری
باتو تقسیم میکنیم
دنیا راهم که بیاورند بگذارند جلوی چشممان
تنها تورا میبینیم
تنها تورا میخواهیم
همانقدر که زن باید باشد
مردهم باید باشد
اینجا من نیست، تو نیست
همه اش میشود ما


آفرین گوش کنید وزندگی شیرینی داشته باشید



[ شنبه 20 آبان 1396 ] [ 08:15 ب.ظ ] [ مدینه ]

دل نوشته های یه چادری


حجاب فقط چادرنیست اماچادریک حجاب است واگرمن انتخابش کردم برای

خودم بوده پس طعنه های تو چراباید آزارم دهدچرا وقتی یه چادری رو

میبینی تیکه میندازی چادرمن فقط حریم منوحفظ نمی کنه حجاب من

حریم زندگی توروبه آتش نمی کشه پس به حرمت سختی هام بگذر

از نیش هایی که قصدداری  توخیابون یاکوچه یامحل کاریا....به من

بزنی     


من اگه از جلب توجهی که گاهی لذت واهی داره گذشتم توهم ازاذیت 

کردن من بگذر


اینوخطاب به پسرایاحتی دخترایی که توجامعه باافکاروگفتارشون

باعث ازار یه دختر چادری میشن گفتم


امیدوارم روزی برسه که احترام به عقایددیگرانو یادبگیریم




[ جمعه 12 آبان 1396 ] [ 10:59 ب.ظ ] [ مدینه ]

من حجاب را دوست دارم



خدایا خودت میدونی من از دخترای باحجابم خیلی خوشم میاد،
ولی آخه ....
آخه دوستام مسخره ام میکنن میگن:
دختر چرا اینقدر ساده میای میری؟
حالا مگه چه اشکالی داره یه خورده آرایش کنی،
لباسای خوشگل تر بپوشی،
با پسرای همکلاسی راحت تر برخورد کنی ...
بابا! این چیزادیگه عادی شده.
کی دیگه به یه خوده رنگ و روغن تو نیگا می کنه؟
کدوم پسره که با یه شوخی تو به گناه بیفته؟
اگه هم همچین آدمی هست مرده شورشو ببرن که اینقدر بی ظرفیته
خدایا من دوست ندارم مسخره بشم،
دوست ندارم منو دمده فرض کنن،
نمیخوام فکر کنن چون مثل اونا لباسای رنگارنگ نمیپوشم بی سلیقه ام ...
دوست ندارم تو مهمونیا چون مثل اونا رفتار نمیکنم بی کلاس خطاب بشم ...
آخه پیامبرت...
یدفعه یادش افتاد پیامبر رو تو اون دوران چقدر مسخره می کردن ...
راه به راه پشت سرش حرفای جورواجور می زدن...
ولی پیامبر در برابر اونا صبر می کرد و دعا به حالشون؛
چون میدونست اونا جاهلن...
اصلا چرا راه دور میریم تو همین زمونه خودمون
چند بار شده به طرق مختلف پیامبرو مسخره کردن
بغض گلوشو گرفت...
مگه من از پیامبر بهترم؟
مگه من از فاطمه (س) و علی (ع) بالاترم که اینقدر بد و بیراه شنیدن ...
اینقدر جاهلیت مردم دوران خودشونو تحمل کردن؟
من که با اعتقاد و اراده خودم این حجاب رو انتخاب کردم
پس فاطمه وار هم ازش دفاع می کنم ...
خداجونم دوست دارم..."
من حجاب را دوست دارم..



برچسب ها: حجاب،
[ جمعه 5 آبان 1396 ] [ 12:11 ق.ظ ] [ مدینه ]